الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

582

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )

سرانجام امام بعد از اين تجزيه و تحليل حساب شده ، پيشنهاد مفيد و سازنده‌اى به اصحاب خود مىكند و مىفرمايد : « ( اكنون كه بالا بردن قرآن بر نيزه‌ها شما را فريب داده و كار به مسئلهء حكميّت كشيده شده و شما آمادهء نبرد تا پيروزى با لشگر شام نيستيد ، براى حكميّت ) سينهء عمرو عاص را با مشت گره كردهء عبد اللّه بن عباس بكوبيد و از فرصت روزگار استفاده نماييد و مرزهاى دوردست اسلام را در اختيار بگيريد » ؛ ( فادفعوا في صدر عمرو بن العاص بعبد اللّه بن العبّاس ، و خذوا مهل الأيّام ، و حوطوا قواصي « 1 » الإسلام ) . در پايان اين سخن براى ايجاد انگيزه و تحريك غيرت دينى و انسانى آنها مىفرمايد : « مگر نمىبينيد شهرهاى شما مورد هجوم دشمن قرار گرفته ، نيروهاى قدرتمند شما هدف تير دشمن واقع شده است » ؛ ( ألا ترون إلى بلادكم تغزّى و إلى صفاتكم « 2 » ترمى ؟ ) . به يقين ابو موسى اشعرى ابله ، كسى نبود كه بتواند در برابر عمرو بن عاص مكار بايستد و بهترين شخص براى مقابله با او مرد نيرومند و هوشمندى چون ابن عباس بود ؛ ولى توطئه‌هاى مشترك معاويه و بعضى از اطرافيان خائن امام اجازه اين كار را نداد . نويسندهء مصرى ( عبد الكريم خطيب ) در كتابش به نام ( على بن ابى طالب ) مىنويسد : امام عليه السّلام ابن عباس را براى مقابله با عمرو بن عاص آماده كرده بود ؛ ولى اصحاب امام اختلاف كردند ؛ و اشعث بن قيس ( منافق ) در رأس گروهى بود كه با انتخاب ابن عباس مخالف بود و اشعث همان كسى بود كه به اتفاق قومش مسئلهء تحكيم را بر على تحميل كرد و شكى نيست كه او رابطهء محكمى با معاويه

--> ( 1 ) . « قواصى » جمع « قاصيه » به معناى طرف و ناحيه است و « قواصى الاسلام » اشاره به اطراف عراق و حجاز و مناطق ديگرى است كه زير پوشش حكومت امير مؤمنان على عليه السّلام قرار داشت . ( 2 ) . « صفات » مفرد و در اصل به معناى سنگ صاف است و به صورت كنايه از قوت و قدرت استعمال مىشود و گاه آن را به سرزمين حيات و زندگى تفسير كرده‌اند كه انسان آن را صاف و منظم مىكند .